۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

به خاطر کروبی و موسوی هم که شده از خواب بیدار شویم

نامه سرگشاده من به پدرم، به مناسبت سالروز شهادتش

سلام پدر جان

امروز بیست و چهارمین سالروز عروج آسمانی توست و من باز رنج دورانم را با تو باز مي‌گويم. وقتي در زندگي و سیاق افكارت درنگ مي‌كنم، ظلم‌ستیزی، حق‌خواهی و دفاع از مظلوم، هويداست و با چشمی باز، به‌راحتی می‌توان ظالم و مظلوم زمانه را شناخت اما، بودند کسانی که آن روزها چون تو می‌اندیشیدند و برای آن آرمان ها می‌جنگیدند و امروز، خلاف آن آرمانها، برای منافع خود می‌جنگند و خود بر ظلم ظالمان می‌افزایند. امروز بر خلاف گذشته، علمای دین نیز صاحب دکان شده‌اند و به جای آنکه دادستان باشند، به تجارت چه و چه مشغول‌ند. نه تنها داد مظلوم نمی‌ستانند، که در بزنگاه‌ها با ظالم هم‌نوا شده و آب به آسیابش می‌ریزند. امروز هرکه با غاطبه مردم همراه شود، در نهایت عاقبتی نامعلوم انتظارش می‌کشد. امروز حاكميت "يدالله مع الجماعه" را بر نمي‌تابد!

پدر جان

روزی داد سردادم از بیداد عده‌ای که خون ملت ایران را در شیشه کرده‌اند اما، امروز غم دارم از دست برخی از این ملت. برخی که تا خرخره در سختی و مشکلات فرو رفته‌اند و برای آتیه خویش، چشم به چندرغاز یارانه دوخته‌اند! راضی‌اند به رضای حاکم! خدایشان، کسی‌ست که بر آنها حکومت می‌کند. آری این بعضی از این مردم مشرک شده‌اند. انسان‌هایي كه عده‌ای را خود بر مسند می‌نشانند و به آنها جایگاه ربوبی می‌بخشند! تمام دست‌آورد تو و جان‌برکفانی چون تو، ذره ذره در حال نابودی‌ست. نه همرزمان باقی مانده‌ات زبان در کام می‌چرخانند، نه روحانیون و علمای دین! گویی همه ترجیح مي‌دهند تا ابد در همین دنیا، با هر وضعیتی که به آن خوگرفته‌اند روزگار سپري كنند و معاد را نیز هم‌چون سایر باورهای دینی از یاد برده‌اند. شرم می‌کشم از هم‌نوایی و هم‌کلامی با کسانی که مدام ناله سر می‌دهند و اوضاع خویش را بدترین وضع می‌دانند اما، هنگامه عمل، به هر دلیل پذیرفتنی و ناپذیرفتنی، پای پس می‌کشند. کسانی که می‌خواهند و فقط می‌خواهند. نمی‌دانم چطور متوجه نمي‌شوند كه در این زمانه، نان مفت به کسی نمی‌دهند، چه رسد به آزادی و آرامش! كسي نيست بگويد يا غر نزنيد يا پاي خواست‌تان بايستيد و تبعات آرزوهاتان را بدهيد. همیشه این کلام زیبای خداوند را که نخستین بار از زبان مادر گرانقدرم شنیدم، با خود تکرار و در آن تامل می‌کنم "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم" همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر به خواست و اراده خودشان" و این‌جاست که گه‌گاه از خودم و اطرافیانم دل چرکین می‌شوم!

بابا جان

همان‌قدر که تو در آن جهان آزاد و رها و راحتی، ما همان‌قدر این‌جا در بند و در قید و در حرجیم! همان‌قدر که آسایش و امینت در آن‌جا حکم فرماست، این‌جا به همان اندازه ناامنی و بدبختی دامان ما را گرفته است. همان‌قدر که آن‌جا دروغ و فریب و ریا جایی ندارد، این‌جا کارها بدون این‌ها پیش نمی‌رود. البته شاید بتوان دلیل اين تفاوت را حدس زد. آن‌جا که تو هستی خدا بی هیچ واسطه‌ای حکم می‌راند و بی‌شک، همه چیز تحت اراده و هم‌چون ذات مقدس اوست و شمایان نیز مانند حاکم خود رفتار می‌کنید. صد البته این‌جا هم مردم هم‌چون حاکمان خود رفتار می‌کنند. می‌توان نتیجه گرفت رفتار حاکمان، در نگرش و نوع زندگی مردم يك جامعه، تاثیر به‌سزایی دارد. اگر در یک جامعه، صلح، صداقت، آرامش، امنیت و نوع دوستی جریان داشته باشد، نشان از آن دارد که حاکمان آن جامعه، چنین رفتار می‌کنند. بی‌تردید عکس این قول نیز صادق است!

پدر عزیزم

حال که گفته‌های هزار باره‌ام را یک‌بار دیگر برایت باز گفتم، جا دارد خواسته‌ام را نيز اضافه كنم. پس از واگويه این دردها که دلم را می‌فشارد، از تو می‌خواهم برایمان دعا کنی. از خدای خودت بخواه ظلم را ریشه کن کند. از خدای مادرم بخواه خود دادستان مظلوم باشد، زیرا "آیات خدا" با چشم به دو روز دنیا، از انجام این مهم شانه خالی می‌کنند! از خداي من بخواه زندانیان بی‌گناه را آزادی عطا کند. ائمه اطهار را، خصوصن امام موسی کاظم را شافی قرار بده! آن امام همام بهتر از همگان درد بیگناهان دربند را حس می‌کند. از خدای ما بخواه که نوری به قلب مخلوقات‌ش ببارد و همه خفته‌گان را بیدار کند. نوری آنقدر قوی که حتی کسانی که خود را به خواب زده‌اند نیز بیدار شوند! از یگانه خدای عالم بخواه امت‌ش را تنها نگذارد! البته می‌دانم خداوند بزرگ مرتبه، به تمام این امور واقف است اما، گویا گوش خلق سنگین‌تر و چشمشان کم‌سوتر از آن است که حضور خدا را حس کنند!

پدر عزیزم

آقایان کروبی و موسوی را نسل شما از یاد نبرده‌اند. یعنی نمی‌توانند از یاد ببرند. دو انقلابی که راه و رسم انقلاب را از امام(ره) آموختند و رویه خویش را بر تدام آن حرکت مردمی بنا نهاده‌اند. این دو همان‌هایی هستند که همواره از حکومت مردم بر سرنوشت خود دفاع کرده و آن زمان که بر فرزندان این ملک، در خیابان و در زندان ظلم مضاعف روا داشتند، عافیت خود را برای امنيت مردم قربانی کردند. این دو امروز در چنگال عده‌ای که چون به خلوت می‌برند آن کار دیگر می‌کنند! گرفتار شده و متاسفانه مردم، آنهایی که روزی خود را محافظ و یا پی‌رو این دو عزيز می‌خواندند، فارغ از ياد اين انسان‌هاي بزرگ به اعمال روزمره خود مشغول‌ند.

پدرم

دست به دامانت می‌شوم و آزادی را، آزادی اندیشیدن و گفتن را از تو می‌خواهم. از تویی که "وجیه عندالله" هستی و می‌توانی شفاعت کنی. می‌خواهم آزادی تمام آزادی‌خواهان را از خداوند بخواهی. می‌خواهم آزادی کسی را از خدا بخواهی که هرگز، چه در زمان جنگ و چه از آن پس، خانواده شهدا و ایثارگران را رها نساخت و مثل خیلی از مقامات، از شهدا و خانواده‌هاشان به‌عنوان ویترین استفاده نکرد! کسی که بر خلاف بسیاری از مسوولین، فرزندان خود را نیز به خط مقدم دفاع از میهن فرستاد. نمی‌دانم اكنون این عزیز شب و روزش را در کدام زندان می‌گذراند اما، می‌دانم مستحق زندان نیست. آری از خداوند آزادی مهدی کروبی را بخواه.

از خدا آزادی کسی را بخواه که در زمان جنگ، توانست با مدیریت شایسته خویش، کشوری بحران‌زده را از رفتن به ورطه نابودی نجات دهد. پس از جنگ اما از برای آنچه معاندین وی می‌خواستند و در زمان امام(ره) نمی‌توانستند، چاره‌ای جز خانه‌نشینی نیافت! زیرا کینه‌توزان این بزرگ مرد، قدرت را به انحصار خویش در آورده و از هركه خواستند انتقام جستند! حالا این عزیز نیز دربند است. آری، از خدا آزادی میرحیسن موسوی را بخواه.

همسران این دو بزرگوار و بسیاری از فرزندان دلیر این خاک، این روزها را پشت میله‌هایی سر می‌کنند که هرچه باشد و هر کجا باشد، نام‌ش زندان است. زندانی كه تو خود تجربه کرده‌ای! همان 48ساعتی که در سپاه فومن بازداشت بودی، کافی‌ست تا متوجه تمام رنج این عزیزان باشی. عزیزانی که اولین حق طبیعی هر انسان، یعنی آزادی، فقط به خاطر داشتن عقیده‌ای متفاوت با حاکم از آنها سلب شده است! این با خواست خدایی که انسان را آزاد خلق کرد در تضاد است! متاسفانه، تبار شهدا نیز هریک به دلیلی، سر در گریبان خویش فرو برده‌اند! بعضی از عزیزان که در هر مقطع حساس با کلام و یا حضور خود، تجدید پیمان با آرمان‌های شهدای خویش می‌کردند، این روزها را در سکوت می‌گذرانند. چه در شوک باشند و چه در دورخیز و یا خدای ناکرده در یاس، باید بدانند زمان سخن گفتن همين حالاست. شاید فردا دیر شود و افسوس زمان‌های از دست رفته، عذابی باشد برای وجدان بیدارشان که فرداها رهایشان نخواهد ساخت.

مشتاق ديدار ، فرزندت حجت 16اسفند1389

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

مراجع تقلید باید نسبت به حصر کروبی و موسوی اعتراض کنند

نامه بنده به آيت الله العظمي سيستاني

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله العظمی سیستانی

سلام علیکم؛

همان‌گونه که خود می‌دانید، اوضاع نابسامانی بر این ملک اسلامی سایه افکنده و غبار تزویر و ریا، چنان بر روابط چیره‌گی یافته است که هیچ‌کس را در جای‌گاه واقعی خود نمی‌توان یافت. دزد و کلاش و دروغ‌گو آزادند بر اعمال شنیع خود بیافزایند و روزافزون، خون ملت بی‌گناه را در شیشه عمر دیو انبان سازند اما، در مقابل، غالب دلسوزان و نخبگان این سرزمین، یا در چهار توی زندان‌های وطن گرفتارند و یا در هجرت، سلولی بزرگ‌تر را تجربه می‌کنند. حضرت‌عالی که خود دوری از وطن را تجربه کرده‌اید، حتمن به احوال اینان آشنایید.

در کنار این‌ها، چند روزی‌ست جوی ملتهب‌تر از گذشته دامان اوضاع نه‌چندان آرام ما را گرفته است. حصر خانگی آقایان کروبی و موسوی، قطع کلیه روابط با این دو عزیز، حتی محدودیت در ارتباط اعضای خانواده با آنها، تلاش برای مرتبط جلوه دادن رهبران معترضین در ایران با دستگاه‌های امنیتی سایر کشورها، انتساب اتهامات واهی به این دو رهبر و همراه مردم، همه و همه بر تشنج فضای مشوش ایران افزوده است. اقدام حکومت در برخورد با آقایان کروبی و موسوی موجب بروز واکنش‌هایی از سوی پیروان و دوست‌داران آنها شده که بی‌تردید در صورت ادامه روند غیرمنطقی صاحبان قدرت، عمق این صف بندی‌ها و شکاف، بیش از پیش خود را عیان خواهد ساخت. گمان می‌کنم شما نیز با بنده هم نظر باشید که چنین شکاف‌هایی، به هیچ‌وجه به نفع ایران نبوده و نیست.

در این شرایط خطیر، اعلام موضع آیات عظام می‌تواند بسیار موثر و کار‌گشا باشد. البته ناگفته نماند؛ بی‌اندازه می‌ستایم برخی مراجع محترم تقلید را که علی‌رغم فشارها و رایزنی‌های فراوان، هیچ موضعی علیه خروش و اعتراضات بر حق مردم اتخاذ نکردند. بنده به عنوان فردی با پیشینه و نگاه مذهبی، از مراجع گرانقدر تقلید درخواست دارم در انجام رسالت دینی خود از هیچ تلاشی دریغ ننمایند. می‌دانم جسارت بنده را به بزرگی خویش خواهید بخشید زیرا بهتر از من می‌دانید که امر به معروف و نهی از منکر، سن و سال و مقام و منصب نمی‌شناسد.

حضرت آیت الله سیستانی

شما از جمله مراجعی هستید که مقلدین بسیاری را در عالم تشیع رهبری می‌کنند لذا از حضرت‌عالی انتظاری سوای خیلی‌ها می‌رود. بنده به عنوان کسی که پدرم را در راه مبارزه با ظلم از دست داده‌ام، از شما انتظار دارم در مقابل ظلم سکوت نکنید. به عنوان کسی که هیچ‌گاه سایه پدر بر سرم نبوده، از شما انتظار دارم حتی اگر نمی‌توانید دادستان یتیمان مظلوم باشید، لااقل فریاد آنها باشید و این موهبت و حمایت پر مهر را از آنها دریغ ندارید. بنده در کسوت یک مسلمان، از شما به عنوان عالمی وارسته که خود را شیعه علی(ع) می‌خواند، انتظار دارم همچون علی(ع) بر ظالمان هجمه بگیرید و نگذارید منبر جد مبارکتان رسول‌الله، در سیطره منافع عده‌ای باشد برای حصول مطامع دنیا! همچون علی(ع) باشید که در قضاوت و حق ستانی، بین مسلمان و یهودی تفاوتی نمی‌دید. همان علی(ع) که نظر مردم را بر عصمت و امامت خود ارحج می‌دید. مانند علی(ع) باشید.

تمام عزت و افتخار شیعه در طول تاریخ، یعنی حرکت حول محور عدالت که بزرگترین دستاورد مولا علی(ع) بوده است، شاید با اعمال برخی، سکوت بعضی دیگر و یاری دیگری، در مدت کوتاهی در منظر جهانیان فرو ریزد. البته بنده به شخصه با نظر علامه اقبال موافقم که می‌فرمود “اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست” اما به واسطه زیاده کج روی‌ها، بعید می‌دانم امروزه همراهان چندانی برای این تفکر خوش‌بین باقی مانده باشد! از شما استدعا دارم برای حفظ عزت شیعه، مواضع خود را در نکوهش رفتار ناشایست عده‌ای به ظاهر متدین، نسبت به مردم بی‌گناه این ملک، خصوصن زنان و کودکان ایران اسلامی ابراز دارید. زنانی که پرورش نسل آینده را عهده‌دارند و کودکانی که آینده از آن آنهاست. برای تاریخ و عبرت ظالمان اعتراض کنید. از شما می‌خواهم اعتراض خود مبنی بر حصر خانگی و پرونده سازی برای یک روحانی متعهد و انقلابی را به گوش مقامات جمهوری اسلامی ایران برسانید. از شما می‌خواهم برای رهایی ایران و ملت مظلومش، خصوصن دو رهبر پاک نیت جنبش سبز، هرچه در توان دارید به این ملت هدیه کنید.

یک بار دیگر پوزش بنده را بابت جسارتم بپذیرید و تردید نکنید این خواسته‌ها، خواست یک نفر نیست. خواست اکثریتی‌ست که اگر مجال ابراز عقیده داشته باشند، جهانی را مجذوب حضور و متحیر عظمت، صلح‌طلبی و آزادی‌خواهی خود خواهند ساخت.

با احترام

حجت نظری، فرزند سردار شهید حجت نظری

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

سرنوشت محتوم همه دیکتاتور ها زوال است!

صبح را با پیامکی از دوستی با محتوای سقوط دیکتاتور لیبی، معمر قذافی آغاز کردم. دیکتاتوری که امپراتوری وی بیش از 42سال طول کشید اما، در نهایت او نیز همچون بسیاری همتایان خویش، می‌بایست باقی مانده عمر را در تبعید و دور از وطن سپری کند! طولانی‌ترین حکومت معاصر نیز با خواست و اراده مردم به زیر کشیده شد تا یک بار دیگر، فرمایش گوهر بار نبی مکرم اسلام در ذهن بالا و پایین رود "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظم"
حکومت با کفر می‌ماند اما با ظلم نمی‌ماند!

با سقوط بن‌غازی، مهم‌ترین شهر لیبی پس از طرابلس، زمینه سقوط پایتخت و فرار دیکتاتور دیوانه که خود را ولی امر مسلمین نیز خطاب می‌کرد، فراهم آمد. دیکتاتوری که دست‌ش به خون هزاران انسان بی‌گناه آلوده است و در این مدت کوتاه قیام مردمی نیز، بیش از 200 تن از معترضان را از پای در آورد.

مردم آزادی‌خواه و حق‌طلب لیبی که زیر بار ظلم دژخیمان قذافی کمر خم کرده و آزادی وطن را فریاد می‌کردند، به زودی دریافتند که آزای را به بها دهند نه به بهانه و در این مسیر، علی‌رغم خون‌های فراوان ریخته شده، مصرانه و سرسخت در مقابل اقدامات این دیو خون‌خوار ایستادند و در نهایت، خون‌های بی گناهان، گریبان ظالم را گرفت. پاسخ تمام آن ایستادگی‌ها و صبر، زوال و فروریزی طولانی‌ترین دیکتاتوری معاصر جهان شد و به همگان اثبات گشت که ظالم تقاص ظلم خود را خواهد داد، حتی پس از 42 سال حکومت!

وعده الهی حق است و محقق خواهد شد اما به شرط‌ها و شروط‌ها! در تمام این امیدها و شاید بیم‌ها، خوب است این کلام خدا را هرگز از یاد نبریم:

"ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم" خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر به خواست و اراده خودشان. مردم تونس و مصر و لیبی این مهم را دریافتند و نتیجه کار خویش را پس از کش و قوس‌های فراوان دیدند. باشد که همواره اعمال انسان‌های موفق، سرلوحه کار انسان‌های امیدوار گردد

امید آن دارم که به زودی، شاهد برچیده شدن بساط تمام دیکتاتورها باشیم و هر صبح، با پیامکی مبنی بر سقوط یکی از دیکتاتورها، روزها را با نشاط و همراه با امید به آینده، در سایه آرامش، آسایش و امینت به شب برسانیم! به امید روزهای بهتر برای جهانی عاری از ظلم و دیکتاتوری و استبداد، به هر نام و هر بهانه‌ای!

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

چشم انتظار سقوط استبداد و رهایی امام آزادی هستیم

حمایت یاران صدر از قیام مردم لیبی

چشم انتظار سقوط استبداد و رهایی امام آزادی هستیم

موج خیزش جهان عرب علیه حاکمان مستبد، به لیبی نیز رسیده است. اخبار قیام مردم لیبی از سویی و خشونت و ارعاب دیکتاتور آن، معمر قذافی از سویی دیگر منتشر می شود.

مردم ایران و لبنان بیش از سه دهه است که در انتظار سقوط سرهنگ قذافی اند؛ دیکتاتوری که پرونده جنایت هایش را با ربودن امام موسی صدر، رهبر ایرانی شیعیان لبنان کامل کرده و در طی ۳۳ سال گذشته با بی شرمی آن را کتمان کرده است.

روزهای اسارت امام موسی صدر – هموطن مان – با سکوت معنادار و توافق نانوشته سران عرب و دولتمردان ایران به بیش از ۱۱ هزار روز رسیده است و همچنان اراده ای برای آزادی امام محرومان در ایران و لبنان دیده نمی شود.

حال، در این روزهای قیام مردم لیبی، کانون فرهنگی یاران صدر همبستگی خود را با مردم رنج دیده این کشور اعلام می کند و امیدوار است که انقلاب آنان به حکومت دیکتاتوری قذافی پایان دهد. در دورانی که سرنوشت آزادمردی چون سید موسی صدر وجه المصالحه سیاستمداران ایران و لبنان در طول این بیش از سه دهه شده است، دوستداران امام موسی صدر چشم امید به اراده و قیام مردمی دارند که چهار دهه است رنج استبداد را بر دوش می¬کشند و این بار، برای پایان دادن به آن به میدان آمده اند. چرا که ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

چشم انتظار پیروزی اراده مردم در لیبی هستیم تا از برکت آزادی یک ملت، امام محرومان و مدافع آزادی و کرامت انسان، امام سید موسی صدر (حفظه الله) نیز آزاد شود.

ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب

به امید آن روز

کانون فرهنگی یاران صدر

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

در تظاهرات ۲۵ بهمن شرکت نمی‌کنم!

من در تظاهرات ۲۵ بهمن شرکت نمی‌کنم زیرا:

1. سرنوشت کشورم اهمیتی برایم ندارد.

2. آرامش و امنیت فعلی‌م را بر خطر سرکوب و دستگیری و زندان و شکنجه ترجیح می‌دهم.

3. اعدامهای فله‌ای، سرکوب گسترده و دستگیری‌های بی‌حد و نصاب عزیزترین‌های این سرزمین کهن، آزرده خاطرم نمی‌کند.

4. نگاه‌های منتظر دخترکان و پسرکان زندانیان سیاسی، هیچ حسی در من ایجاد نمی‌کند.

5. اقتصاد رو به نابودی و بیکاری روزافزون کارگران و تعطیلی کارخانجات برایم اهمیتی ندارد.

6. چپاول و حیف و میل گسترده دارائی‌ها و ذخایر سرزمینم توسط دولتمردان را امری طبیعی و متعلق به همه دوران و دولت‌ها می‌دانم.

7. تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ را باور ندارم و یا نتیجه‌اش را در هر حال بی‌ارزش می‌دانم.

8. بازگشت ایران و ایرانی‌ به فهرست کشورها و تمدن‌های تراز اول دنیا را غیرممکن می‌دانم.

9. از وضعیت آلودگی هوا، ترافیک و آمار وحشتناک قتل و جنایت و تجاوز شکایتی ندارم.

+ راستی‌ دلایل شما برای عدم شرکت در تظاهرات ۲۵ بهمن چیست؟

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

۹ فراز از اندیشه های امام موسی صدر

امام موسی صدر به عنوان یک شخصیت برجسته ایرانی و یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های جهان اسلام، حکایت عجیبی دارد؛ از تولد و رشد و بالندگی و شخصیت ویژه‌ای که از ابتدا در ذهن‌ها نقش بسته تا تبدیل شدن به یک شخصیت برجسته ملی و بعد از آن تلاش منطقه‌ای و جهانی برای حل مشکلات مسلمانان بویژه در لبنان، سوریه و منطقه خاورمیانه همگی به نوعی عجیب و غریب به چشم می‌آید.

این شخصیت برجسته که در زمینه علوم دینی و حوزوی مطالعاتش را در قم و نجف اشرف کامل کرده بود، دیپلم ادبی، لیسانس حقوق و اقتصاد را از دانشگاه تهران دریافت کرد.

وی تلاش‌های منطقه‌ای خود را برای حل مشکلات داخلی لبنان که منجر به جنگ داخلی در سال ۱۳۵۴ شد و ۲ سال زمان برد، آغاز کرد به گونه‌ای که تلاش‌های وی کنفرانس سران عرب در ریاض در سال ۱۳۵۵ را موجب شد و زنگ پایان جنگ داخلی لبنان را به صدا درآورد.
بحران میان لبنان و اسرائیل که با درگیری‌های جنوب لبنان آغاز شد و تشکیل مجلس اعلای شیعیان لبنان به رهبری امام موسی صدر، رهبری و پرچمداری امور فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شیعیان این کشور و در نهایت پرچمداری طرح گفتگوی ادیان همگی باعث شد تا امام موسی صدر به یک چهره ملی در لبنان تبدیل شود و هزاران نفر از شیعیان لبنان در بیعت با وی در مرداد ۱۳۴۵ به خیابان بریزند.

تلاش‌های بین‌المللی امام موسی صدر سرانجام وی را به سفر به لیبی و مذاکره با معمر قذافی برای حل مشکلات لبنان ناگزیر کرد. با وجود دعوت رسمی از سوی قذافی در شهریور ۱۳۵۷ امام موسی صدر برای همیشه ناپدید شد و تاکنون تلاش‌ها برای تعیین سرنوشت این شخصیت برجسته نتیجه‌ای در بر نداشته است.

به منظور تبیین اندیشه‌های این شخصیت دینی، معنوی و علمی جهان تشیع، موسسه نشر شهر با همکاری موسسه فرهنگی ، تحقیقاتی امام موسی‌صدر مجموعه‌ای ۱۰ جلدی درباره اندیشه‌های وی منتشر کرده است که با توجه به حجم، قطع و اختصار مطالب قابل توجه به نظر می‌رسد.

اندیشه‌های وی درباره پیامبر اسلام(ص)‌، حضرت زهرا(س)‌، حضرت زینب حضرت علی(ع)‌، امام حسین(ع)‌ و مسائل اعتقادی چون اخلاق روزه، عدالت در اسلام، روح تشریع در اسلام و دین در جهان امروز عناوین ۹ کتاب این مجموعه است که با کتاب اسرار ربوده شدن امام موسی صدر یک مجموعه خواندنی به علاقه‌مندان ارائه می‌کند.

او در ۵ جلد این مجموعه که به اهل بیت اختصاص دارد، می‌کوشد تا نگاه تازه‌ای به الگوهای آسمانی بشر داشته باشد و از همین رو هرکتاب با حجم اندک مطالب، خواندنی است.

او پیامبر را رهاننده مردم از الوهیت خیالی می‌داند و شناخت علی در دنیای امروز را از ۲ راه تاریخ و پیروانش ممکن می‌داند. امام موسی صدر، حضرت زهرا را از نگاه پیامبر(ص)‌ و علی(ع)‌ می‌بیند و او را در راه دانش‌اندوزی، محراب عبادت و جهاد پیگیر جستجو می‌کند.

او شهادت حسین‌بن علی(ع)‌ را از این زاویه می‌نگرد که حادثه عاشورا خارج از مقطع زمانی خود به گذشته و آینده به صورت همزمان پیوند می‌خورد و این امر فراتر از عزاداری و اشک ریختن، ما را به واقعیت و اهمیت این فداکاری رهنمون می‌سازد.

برداشت از سایت یاران صدر

۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

جلملاتی بسیار زیبا و تامل برانگیز از امام موسی صدر

من نیک می‌دانستم که ایستادن در برابر خودکامگی، هزینه دارد و در پی ارتقای توده‌ها بودن و بالاخص آگاه‌تر ساختن آنان، هزینه دارد و به مقابله برخاستن با امتیازها و بت‌ها از هر سنخ و گروه، هزینه دارد. و می‌دانستم که دشمنی با من و یاران من و القای شبهه و تهمت بالا خواهد گرفت و به موجی لگام‌گسیخته و گسترده تبدیل خواهد شد. با این همه نیک می‌دانم که این رسالت من است و امانتی است در دستم و نیز معنای حیات من است. از این رو، همه این هزینه‌ها را، چون گذشته، به جان خواهم خرید - امام موسی صدر